لپ تاپم رو بردم نمايندگيش، مي گم ضربه خورده کار نمي کنه، يارو ميگه ضربه فيزيکي؟!! پـَـــ نــه پـَـــ ، يکم بي محلي کردم، ضربه روحـــي خورده ----------------------------------------------- دوستم ميپرسه تو هم مثل من به طبيعت و دريا و گل و چيزاي رمانتيک علاقه داري؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ من فقط به زباله دوني و آشغال و توالت عمومي و چيزاي چندش آور علاقه دارم ----------------------------------------------- سر صبح جمعه از سروصداي زياد از خواب بلند شدم ،رفتم آشپزخونه مي بينم بابام هي داره دره يخچالو باز مي کنه باز مي بنده، بهش مي گم چي شده سر صبح خراب شده ؟ گفت : پــ نه پــ دارم مي بندم باز مي کنم بلکه رفرش بشه يه چيزي پيدا کنيم بخوريم ----------------------------------------------- نشستيم همه داريم فيلم مي بينيم، به رفيقم مي گم يکم تلويزيونو بچرخون ؛ ميگه سمت شما؟
پــــَ نــــَ پـــــَ بچرخون سمت قبله، باشد که مقبول درگاه احديت قرار بگيره…
داستان کوتاهی که پیش روی شماست یک قصه جادویی است که حتما باید دو بار خوانده شود! به شما اطمینان میدهم هیچ خواننده ای نمیتواند با یک بار خواندن آن را رها کند! این نامه تاجری به نام پائولو به همسرش جولیاست که به رغم اصرار همسرش به یک مسافرت کاری میرود و در آنجا اتفاقاتی برایش می افتد که مجبور میشود نامه ای برای همسرش بنویسد به شرح ذیل …
ماه محرم وصفر که ماه عزاوماتم همه شیعیان حسین (ع)است برای ما مردم ازغنددارای یک سابقه عزاداری چندصدساله میباشد که ازدهه اول محرم شروع وتااربعین ادامه دارددرقدیم که ازغندمثل اکنون دارای هیئت نبود قبل ازرسیدن محرم خانه ای را درنظرگرفته وازهرجهت خانه را باقالی وقالیچه وپارچه های رنگی تزئین میکردند وهرشب وخصوصاًشبهای تاسوعا وعاشورا ازهیئت بیرون وبه مسجد ها میرفتند صحنه های حرکت دسته در شبهای تاریک روستا باچراغ فانوس وچراغ زنبوری ها تماشایی بود تعزیه خوانهای ازغنددارای قداست ومورداحترام بوده وخصوصاًدرگذشته آنهاییکه نقش امام ودیگر بزرگان رابازی میکردند حتماً باید به حمام رفته وغسل وطهارت وبالباسهای کاملاً پاک شروع به کار میکردند همچنین نخل برداران جایشان مشخص بود وحتی گوشه های برداشتن نخل از پدران به پسرا ارث می رسیده وچندین سال است که دراربعین حسینی ازغندیهاییکه توان مسافرت دارند با لوازم عزاداری مشرف به مشهد ودر مسجدازغندیهااسکان میکنند درباره علم ها هم قبلاً اشاره شده است
مرحله اول : هدف گذاری عنوان بحث : زیارت ، نیروی خدا جویی هدف بحث : تغییر نگرش نسبت به حقیقت زیارت نقطه شروع بحث خسته دل است و بینوا ، رو سوی حرم کرده و قصد زیارت دارد ؛ روبروی ضریح می ایستد و سلام می دهد ؛ اشک از چشمانش سرازیراست ، قلبش گرم و لرزان با مولای خود صحبت می کند ؛ دقایقی فقط نگاه می کند و التمای در نگاهش موج می زند ؛ تعظیم می کند و از بارگاه ملائک پاسبان مرخص می شود ، اینها چه می خواهند ؟ کجا آمده اند ؟ چرا اینجا آمده اند ؟ پاسخ اولیه این است که : به زیارت آمده به نظر شما ، زیارت چیست و چرا انجام می شود ؟ عموم مردم حاجت دارند ، صاحب این قبر نزد خداوند عزیز است و وساطت او مقبول ، پس می توانند اینجا حاجت روا شوند . قدری افق دید خود را وسیع تر کنیم و با نکرشی دیگر به زیارت نگاه کنیم : به نظر شما ، زیارت فقط برای حاجت خواهی و حاجت روا شدن است یا هدفی برتر را نشانه گرفته است ؟ پاسخ انشاءَالله در مرحله بعد.
کلیه حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به سایت ازغند میباشد و هرگونه کپی
برداری از روی مطالب این سایت بدون درج منبع ممنوع میباشد.
مدیریت سایت ازغند : علی اکبر باصری ازغندی | 09155122338 | 5012596