وقت روزای بچگی یادم میه = ایدل اینگاركو،رفیق ازمونیه
عیدومیزو، دس حلالی كردنا = باتزوك،بچه ر بحموم بردنا
قاصداچن روزپش بااسب وخر=قلعه های نزدیک میکردن خبر
زن منای اعیوکلاه پولی دسر=زیرچادیرنیمتنه مخمل دبر
تاگم گمب دهول حرکت میکرد= هرکه هرجابو به کله مدوی
قوم خیشای دورونزدیک پول دموش= اسکناسای نقره وریزدرش
وقت دلاک لنگ میزه ورکمر=ماهادیل ترکومیرفتم پشت در
کنده زانوشه روپات میگذاش=چن موکل روی دستات میگذاش
بوکتوپورمیکردازلوکای نبات= تاعر راسرنه تی باگریه هات
مشوره رمینداخت وپکی رورمیداش= ازکلاوه سوخته ملحم میگذاش
بعدشم شوبازی هندال بو=وقت خوش طبعی وقیل وقال بو
ابیاتی ازهمشهری عزیزمان تیمورقهرمان