شخصی در خدمت شیخ مرتضی انصاری گفت : فلان طلبه چای می خورد . در آن زمان ، چای از امورتشریفاتی محسوب می شد و آن مرد ، شخص بد گوئی بود ، و بد گوئی می کرد تا شاید شیخ از حقوق آن طلبه کم کند . شیخ گفت : خدا تو را رحمت کند ! خوب شد این مسئله را به من تذکر دادی و سپس به ملا رحمة الله گفت : به مقدار مخارج چای ، برماهیانه وی اضافه کن ، تا با خاطری آسوده به تحصیل مشغول باشد . کتاب داستانهای موضوعی ، ص 184
سالی بنی اسرائیل به قحطی مبتلا شدند . حضرت موسی (ع) چند بار نماز طلب باران خواند و از خداوند باران خواست ؛ اما خبری نشد . به او وحی شد که در میان شما ، یک سخن چین هست که بر کار خود اصرار دارد ، از این رو دعاهای شما را مستجاب نمی کنم . موسی (ع)عرض کرد : خدایا ! آن شخص کیست ؟ خطاب شد : ای موسی ! من از سخن چینی نهی می کنم ، چگونه خود سخن چینی کنم ؟ بگو ، همه ، توبه کنند تا دعایشان مستجاب شود . همه توبه کردند و خداوند ، باران نازل فرمود. کتاب داستانهای موضوعی ، ص 184
مرد زاهدی به میهمانی شخص بزرگی رفت و به هنگام غذا خوردن،برخلاف عادت هرروزه اش،کمتر غذا خورد و سپس سجاده خویش را در گوشه ای گشودوبرخلاف عادت ، نمازش را طولانی خواند. پس از پایان میهمانی به اتفاق پسرش - که در آن مجلس بود، راهی خانه گشت . وی پس از رسیدن به خانه ، همسرش را صدازد و گفت : غذائی حاضر کن که گرسنه ام ! پسرش با تعجب گفت : ای پدر ! مگر به اندازه کافی غذا نخوردی ؟ پدر گفت : کم غذا خوردم تا در میهمانی ، آدم پرخوری جلوه ننمایم و بتوانم برای روزهای آینده ، از موقعیتی که کسب کرده ام بهره برداری کنم ! پسر به او گفت : پدرجان : نماز را هم قضا کن که چیزی نکردی که به کار آید ! قصه های گلستان و بوستان، ص 9_ 28
بسم الله الرحمن الرحیم نیازمندی که به تو روی آورده فرستاده خداست ، کسی که از یاری او دریغ کند ، از خدا دریغ کرده ، و آن کس که به او بخشش کند ، به خدا بخشیده است . امیرالمومنین حضرت علی(ع)، نهج البلاغه،حکمت 304
بسم الله الرحمن الرحیم : دنیای حرام چون مار سمی است ، پوست آن نرم ولی سم کشنده در درون دارد ، نادان فریب خورده به آن می گراید ، و هوشمند عاقل از آن دوری گزیند. حضرت علی (ع) ، نهج البلاغه ، حکمت 119.