اطلاعات تماس

09155122338

مکتب خانه های دهه سی ازغند

تعداد بازدید : 2024

تعداد نظرات : 1 نظر

تاریخ انتشار : 1397/10/14

توسط : سمانه فرهادی

اشتراک گذاری :

مکتب خانه ها بر خلاف نامشان که محل کتابت و نوشتن را تداعی میکند به نوشتن اهمیت چندانی داده نمیشود و هدف اصلی آموزش قرائت قرآن است که در این زمینه موفق عمل می نمایند. البته علت اهمیت ندادن به نوشتن یکی کمبود امکانات برای تمرین و دیگر اینکه شاید عدم احساس نیاز به نوشتن باشد . مثلا با اینکه  پدرم با توجه به محشور بودن با خواهرزاده هایش ( آیت الله سعیدی و برادرشان ) و به طور متوسط روزانه دو سه ساعتی مطالعه میکرد ، خطی داشت که بسیار ابتدایی می نمود !

در حال حاضر ( 1335 خورشیدی ) سه مكتب خانه در ازغند داير است . حق الزحمۀ مکتب دار ، كله قندی است يا پارچه اي كرباسي و گاهی سه الي چهار تومان وجه نقد . استاد يكي دو نفر را به نام  « نائب » یا « خليفه » از شاگردان سالهای قبل برمی گزیند تا در تدریس وی را یاری دهند . تنبیه بدنی به شدت در این مکتب خانه ها رایج است ! تركه هايی از چوب انار ابتدا دستها را نوازش کرده و با تکرار تنبلی یا بی انضباطی ، کف پا ها با استفاده از تکنولوژی « فَلَک » از نوازش یاد شده بی نصیب نمی مانند ! ( فلك چوب قطوری است به طول حدود يك متر ، دارای دو سوراخ در وسط كه از آن سوراخ ها طنابي رد شده و پاهای قربانی با این طناب محکم میشود تا تنبیه کننده راحت تر مأموریتش را انجام دهد ! ) در تنبیه فلک به علت فریادهای کودک ، همسر آخوند نقش شفیع را بازی میکند و از طرف کودک قول « درست شدن » را میدهد .

 اولین مکتب خانه « مکتب بی بی  سادات » است . شاگردانش ( در مکتب خانه به دانش آموز شاگرد میگویند . که هنوز این واژه در مدارس کاربرد دارد ! ) اغلب دخترند . محل تشکیل کلاس ؛ در زمستانها خانه شخصی شان و تابستانها در باغ شخصی شان واقع در « شُوده » ( شیب ده ) است . 

دومین مکتب خانه که بسیار قديمي است متعلق به « آخوند ملا حسيني » است . ایشان پيرمردی  است با سنی فراتر از هفتاد وپنج سال و شاید بیشتر است که بنده نزد ایشان قرآن را آموخته ام . لباس روحانیت برازنده ای که شامل عمامه ، عبا ، قبا و كمربندي از شال سفيد است با عصایی در دست ، ابهت خاصی را ایجاد کرده است . لكنت زبان ایشان باعث شده تا ضرب المثل« استاد الکَن » بر ایشان صدق کند ! ( استادی که به علت لُکنت زبان « اَلِف » را « اَنِف » تلفظ میکرده و بدیهی است شاگردان بیگناه هم « انف » تلفظ نمایند . ولی استاد حاضر به پذیرش نبوده و پس از چند بار تکرار ، طاقتش تمام شده و فریاد میکشد : ای ...... ها ! حالا اگه من میگم « اَنِف » شما دیگه چرا میگید « اَنِف » شما باید بگید « اَنِف » !!! ) ولي ايشان در آموزش بسیار تبحر داشته و از شهرت فراوانی در روستا برخوردار است . نکتۀ بسیار جالب اینکه ایشان آموزش سه نسل متوالی برخی خانواده ها را انجام داده است . از جمله پسر عمویم ( مرحوم ) قاسم باصری که خودش ، پدرش ( مرحوم غلامرضا باصری ) و پدر بزرگش ( مرحوم عبد النبی باصری ) . پیش ایشان علم وسواد قرانی اموخته اند ..

سومین مکتب خانه به « ملاحسین درويش » تعلق دارد . ایشان را به « آخوند درويش » يا « قزلر » هم میشناسند که علاوه بر مكتب داري ، مراسم تدفین و جارکشی مخصوص آن (صراطكشي) یا صلاط کشی ؛ اگر کسی فوت نماید ایشان اذکار مخصوصی را به آواز بلند می خواند تا مردم را به تشییع جنازه دعوت نماید. ایشان چون سال های درازی است كه به این کار می پردازد صدایش باعث رنگ پریدگی افراد میشود . و حقیقتاً آوازش بوي مرگ مي دهد..

آخوند درویش مانند بی بی سادات محل تشکیل کلاسهای تابستان و زمستانش در منزل و باغش  می باشد . باغ ایشان در ابتدای باغهاي شرقی روستاست . بنده چند ماهي را در این مکتب خانه آموزش دیده ام . و در همان مدت کوتاه ، « ترکه های انار » زيادي زير سايۀ درختان نوش جان كرده ام !  آخوند با كوچكترين بهانه ای از تركه هاي مخصوصش استفاده ميکرد ! اگر جرم سنگین بود مجازات مفصلتر اجرا میشد دیگر ترکه بر « کف دست ها » کافی نبود و آخوند را آرام نمی کرد ، « پاها » را نیز باید از کار انداخت . « فلک کردن » تنبیهِ کلاسیکِ مدارسِ کلاسیک است !!!سالها بعد ملایي به نام « شيخ فرشگي » از روستاي فرشه به ازغند هجرت كرد و مكتب خانه ای دایرکرد كه علاوه بر مكتب داري به دعا نويسي هم مي پرداخت.

 

مینا محسنی

28 دی 1397

سلام بسیار عالی بودبامطالعه مطالب شما خیلی علاقمندشدم بیشتر از زادگاه اجدادم بدانم...سپاس از شما دوست عزیز سرکار خانم فرهادی

پاسخ :

مدیریت سایت

1397/10/28

خانم محسنی عزیز عرض سلام خدمت شما بزرگوار
 از همراهی شما سپاسگزاریم.. حضور گرم شما بزرگترین دلگرمی ما، در این راه است

فرم ارسال نظر

نام و نام خانوادگی *

شماره تماس

آدرس الکترونیک

دیدگاه شما *