آیا نوبت آن نرسیده که همتی مضاعف وصداقتی بیشتر،مردم ومسئولان را بر آن دارد تا قانون فراموش شده الهی که حدود و اجرایش تعطیل شده مجددا احیا، وسعادت شیعه وایران تضمین گردد؟ بخصوص در جایی که مهد تمدن و شعور بشری است که بعضا دیده می شود بد عتها ی واهی ارزش پیدا کرده و قرآن بظاهر وعمل به آن به تظاهر،آواز وصوت بجای تدببر کاربردی ویا آموزش عمل، و قرائت آن فخر فروشی و برایامتیاز ومقامپرورگار میفرمایید رسولان(خوبان)هیچ مزدی ازشما نمی خواهند. وحتی در سوره یس که زیاد میخوانیم میگوید از کسانی پیروی کنید که مزد و اجری نمی خواهند) آموزش وتجدویدش نوعی برتری جوی شده، نسبت به بی چاره گانی که از ادای کلمات عربی توسط آن معرکه گیران که خود بعضا معنی نوین را نمی فهمند ترسیده اند و قرآن را چون بتی مقدس در گوشه خانه محبوس کرده که گاگاهی جهت ادای احترام آن را باز می کنند وچند کلمه عربی میخوانند که بهره ای از آن نمی یابند و نمی توانند از آن درسی بگیرند که بقول خداوند آنها بدترین حیواناتند(آیه22سوره انفال) وشاید برسر مقابر جهت دادن باجی بخداوند برای آمرزش امواتشان قرائت کنند ویا به هنگام عروسی یا خرید چیزی اول قرآن را می برند تا خدا را در رودرواسی قرار دهند که بلایی بر سرشان نیاید وبا تلاوت چهارقل به اطرافشان فوتی میزنند تا مشکلات بر طرف و امنیت روحی پیدا کنند وعقل مبارک را آک ودست نخورده نگه میدارند ونمیدانند که چقدر خداوند از تعقل در امور صحبت کرده که راه گشای هر بلای است.وهمانند افراد مالیخولیایی توی خودشان هستند و فکر می کنند در عرفان غوطه ورند که اگر حقشان را بخورند ویا حاکمان ستمگر ویا کشورهای مثل انگلیس وغیره ظلمها کنند و و از حالت آنها سو استفاده کنند(مثل ترویج دعاهایی که می خواهند مردم توی خودشان ویا درون مسجدهای کور وسانسور شده بمانند ) بی تفاوتند. پس بدانید که همین جور موارد شده که ربا وسود بصورت قانون در آمده ،وندادن زکات و خمس یا مالیات یک نوع تبرعه. ودادن رشوه یا باج یک نوع هدیه .وحدود فرقان خرافات .اختلاس یک نوع زرنگی . بی ناموسی یک نوع فرهنگ نوین . لباس وقیافه ی جلف یک نوع کلاس. سد معبر بخصوص توسط مغازه داران حلال .اوباشگری و اعتیاد و غد بودن نماد دلیری .احتکار روش حریصان .احسان کردن ضرر . صدقه به ریا. انفاق و صله رحم منتگذاری . ظلم یک نوع شجاعت .هم نشینی با فقرا ننگ . ثروت یک نوع آرزو .ثروتمند طبقه ی با ارزش .روستایی از همه نظر فنا و فراموش شده . بی عدالتی کردن وبه فکر اقشار بالا بودن یک نوع مدیریت. افزایش حقوق ومعوقه ها بصورت درصدی ضعیف شدن بیشتر حقوق بگیران. مسئولیت ومقام یک نوع سلطه. پشت سر روسا رفتن افتخار. روابط یک نوع شهرت وقانونمندیی کذائی. پارتی یک نوع فخر . منسب ومنصوبات به مدرک نه به سواد یا کارایی یا تجربه .خانمها را بجای مردان بکار گماشتن وسرپرستان خانواده بیکار. تغذیه کردن از بیت المال یک نوع طلب کاری .دروغ گفتن وگول زدن مردم یک نوع سیاست .مردم را به امید امور واهی یا ناچیز نگاه داشتن یک نوع حرفه . حرف زدن بجای عمل روش رهبران ریاست طلب. پایداری شخص یا حکومت به اسم اسلام .اتصال انقلاب به خدا و شیعه. آزادی بیان و عقاید فقط در شعار .تبلیغات اسلامی یک نوع حربه وگاهی سپر در امواج اعتراضات . سخنان معترضین پوشیده. آنچه به منفعت خودیست هویدا ،تا امتی گمراه ،ودر قضاوت مردد. پیشرفت اعراب را مخفی، که چند ده پیش به گرد ما نمی رسیدند وحالا ما. ارتباط با مسیحیان خطرناک، اما با کمونیستها و لائیکها پیشرفت ؟.سوء استفاده از افراد مومن وساده به سود دنیا وقدرت طلبی . مومن واقعی یک نوع مزاحم .حرف حق محکوم .ناصح سرزنش شده .حرکت حق را مرطبت کردن به مخالفت با اسلام .قبول نکردن حرف حق یک نوع حفظ شخصیت یا موقعیت . بی تفاوتی به امور،عادت افراد تنبل . بی تفاوت کردن مردم و وعده دادن به قیامت یا به موقع ظهور روش افراد کافر یا مشرک یا ریاست طلب ویا ترسو.قرار دادن مردم در افراط وگاهی در تفریط طریق واعظان جاهل وخواست حاکمان . پس بیایید با تدببر وعمل به قرآن مسیر رشد وشکوفایی را در پیش بگیریم و نگذاریم دیگران برای ما تصمیمی ویابر سر نوشت ما حکومت کنند که او ما را آزاد آفرید پس آزادی دوست داریم به همان اندازه که ظلمی بر دیگری نشود(هرج و مرج نشود). و اسلام بسیار راحت وسلیس است وبرای راحت زندگی کردن ما آمد نه برای اینکه تعدادی ما را از آن واحکام شیرینش بترسانند وبرما سخت بگیرند.پس ما خودمان هستیم ونماز میخوانیم که فقط بخدا برسیم وبنده هیچ کس یا هیچ چیز نباشیم. وخدا هم صمد است وبه نماز ما و یا خود ما احتیاج ندارد بلکه میخواهد بگویید تو خودت باش که بزرگی. خیلی هم بزرگی .(ای خلیفه الله) التماس دعا.حسین وکیلی ازغندی