همشهری گرامی آقای علی اکبر اسدی مطلبی در باره قالی ارسال که بنظرمخاطبین عزیزمیرسانیم .
باعرض سلام وادب خدمت شما مخاطب گرامی سایت رسمی روستای ازغند
چندی قبل مطلبی مبنی بر روند تغیرمنابع اقتصادی مردم در ازغند در سالهایی
که کشاورزی ، باغداری ، ودامداری محور اصلی اقتصاد ودرآمد ومعشیت اهالی ازغند بوده است ودر دوره ای هم تولید فرش یا همان قالیبافی بوده که گویا درچند دهه گذشته فرش منطقه بنام فرش ازغند شهرت داشته است ودر سه دهه پیش بخاطر داریم که در روستا ی چهار صد خانواری یکصد دار قالی دایر بوده و حدود چهار صد نفریعنی از هر خانه یکنفرباین حرفه اشنغال داشته اند .بدنبال تحول اقتصاد نفتی وصادرات نفت ودیگر محصولات کشاورزی وگرانی کار گر ونخ پشم این حرفه دیرینه در اغلب نقاط ایران از جمله روستای ازغند از رونق افتاد که تقریباً در ازغند کنونی میتوان گقت این صنعت در حال فراموشی است واگر هم باشد بعنوان شغل ودر آمد اصلی محسوب نمی شود که اینهم گذشت زمان وتقدیر روزگار است ودر پایان شعری ازشاعره معاصرافسانه شعبان نژاد
که در باره قالی سروده تقدیم ببافندگان فرش ودختران قالیباف ازغندی وغیره
من ومادر، کنار، دار قالی------همیشه روز وشب مشغول کاریم
در آن ، تنها اطاق ، خانه ما----میان ، باغ ، قالی ، گل ، بکاریم
ولی فرش اطاق ما ، بجز،یک –گلیم کهنه ، چیز، دیگری نیست
تمام زحمت روز وشب ما----- خدا داند ، برای ، خانه ، کیست
همیشه با نخ خوشرنگ باید---- ببافم ، شاخه ها ، را بوته ها را
تمام نقش قالیهای ما هست---- پر از گلهای رنگا رنگ و زیبا
ولی یکروز نقشی میکشم من---که شاید بهتر از هر نقش باشد
ببافم بادودستم فرش آن روز-----که نقشش خانه بی فرش باشد