قابل توجه همشهریان گرامی چنانچه علاقه مند به طراحی هدر سایت هستید می توانید تصاویری که در اختیار دارید را طراحی کرده و با طول وعرض 280*960و حجم حداکثر100 کیلو بایت را ارسال کنید تا در هدر سایت قرار گیرد
   معرفی روستای ازغند » غذاها و ميوه ها   نويسنده:s.farhadi.rad تاريخ:3 سال و 11 ماه پیش   بازديدها: 4691 مطالب مورد علاقه

با سلام
با توجه به اینکه فصل اناره بهتر هست کمی در مورده فواید و همچنین مضرات این میوه بدونیم.
البته بسیار خوشحال خواهم شد اگر دوستانی که اطلاعات بیشتری در این زمینه دارند مطلب من رو کامل کنند.
فواید انار:
انار خون ساز و تصفيه كننده خون است.
انارعطش را برطرف كرده و خنك كننده است.
انار براي درمان اسهال،آرتريت،زردي و بو..اسير مفيد است.
انار اشتها آور است.
انار در درمان كم خوني و افزايش انرژي بدن موثر و مفيد است.
انار تقويت كننده كبد و كليه ها ميباشد.
دم كرده پوست انار گلودرد را تسكين ميدهد.
انار براي التهاب معده مفيد است.
جوشانده پوست ريشه درخت انار كرم معده را نابود ميسازد.
انار ادرار آور است.
براي رفع دل درد روي دانه هاي انار نمك و فلفل زده وآن را ميل كنيد.
براي رفع تب يك ليوان آب انار را به همراه اندكي زعفران ميل كنيد.
پوست انار را در زير نور آفتاب خشك كرده و تبديل به پودر كنيد. سپس آن را با اندكي فلفل سياه و نمك مخلوط كرده و همراه با خمير دندان، دندانها را مسواك بزنيد. اين مخلوط باعث سفيد و درخشان شدن دندانها شده و براي سلامتي لثه ها نيز مفيد است.
دانه انار براي حل كردن سنگ كليه و مثانه مفيد است.
مضرات انار:
كسانيكه سرد مزاج هستند نبايد در خوردن انار افراط كنند . زيرا معده را سست كرده و ايجاد نفخ مي كند . اينگونه افراد بايد انار را با زنجبيل بخورند .
جوشانده پوست درخت و پوست ريشه آن كه براي رفع كرم بكار مي رود ممكن است ايجاد سرگيجه و استفراغ كند . بهر حال در خوردن جوشانده آن بايد احتياط كرد و اين كار بايد تحت نظر متخصص انجام گيرد .
برگرفته از سایت :
[left][/left]http://news.tavanir.org.ir/news/news_detail.php?id=15403
http://xn--mgbfoq1hi.xn--mgba3a4fra.ir/view.asp?id=50064665183101436


[ نسخه قابل چاپ ] | [ نظرات: 0 ]
0
0
0
0 نفر
Avatar

مشخصات نویسنده مطلب

نویسنده: s.farhadi.rad
آدرس ایمیل: s.farhadi.rad@gmail.com
تعداد مطالب: 172
تعداد نظرات: 13
گروه کاربری: ازغندی اصیل
آخرین بازدید: 27 شهریور 1393 08:01
تاریخ ثبت نام: 18 خرداد 1389 22:04
مشخصات اضافی: فارغ التحصیل مهندسی کامپیوتر (نرم افزار)
علایق :
مطالعه آثار بزرگانی چون دکتر شریعتی - احمد شاملو
عاشق خواهرم نازنین و پدر بزرگم
علاقه مند به کوهنوردی و فعالیت در زمینه عکاسی

در پایان :

الهی توفیقم ده که بیش از طلب همدردی، همدردی کنم.
بیش از آنکه مرا بفهمند، دیگران را درک کنم.
پیش از آنکه دوستم بدارند، دوست بدارم.
زیرا در عطا کردن است که می ستانیم
و در بخشیدن است که بخشیده می شویم، و در مردن است که حیات ابدی می یابیم
امضا: معبودا ! به بزرگی آنچه داده ای آگاهم کن تا کوچکی آنچه ندارم نا آرامم نکند 
نام کامل: سمانه فرهادی راد
محل سکونت: ایران - مشهد
آی دی یاهو:


اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.
از این پس فیلمهای مجالس و مصاحبه های انجام شده به صورت 10روزه درسایت قرار میگیرد همشهریان گرامی چنانچه مایل به همکاری برای ارسال فیلمهایشان می باشند در قسمت نظرات اعلام کنند یا از طریق پیام خصوصی اطلاع دهند
  • درازغندچه خبره ؟ارسال:5 روز و 20 ساعت پیش
    درازغندچه خبره ؟
    تعداد بازید:{name} نظرات:{author}
    جایتان خالی بود دیشب درازغند عروسی وشاداماد  آقاسیدحسین تهامی بودندومهمانان درهیئت ازغندبصرف شیرینی وشام دعوت بوده ومجلس خوبی برگزارگردید  
  • خوشا به حالت ای روستاییارسال:3 هفته و 3 روز پیش
    خوشا به حالت ای روستایی
    تعداد بازید:{name} نظرات:{author}
    خوشا به حالت ای روستایی چه شاد و خندان چه باصفایی گر روی آرد بر تو بلایی نه یک طبیبی نه یک دوایی خوشا به حالت ای روستایی در زندگانی اندر جفایی خوشابه حالت ای روستایی آب و هوایت بسیار عالی اما غذایت خالی و خالی هم بی معینی هم بی پناهی خوشا به حالت ای روستایی نه برق داری نه راه ماشین همیشه نالان
  • خاطرات دوران کودکی ما دهه شصتی هاارسال:3 هفته و 2 روز پیش
    خاطرات دوران کودکی ما دهه شصتی ها
    تعداد بازید:{name} نظرات:{author}
            خاطرات دوران کودکی ما دهه شصتی ها ( شاید شما یادتون نیاد ! )دهه شصت دورانی که خاطرات کودکی ، خاطرات دوران مدرسه ، بازی های اون دوران با اون امکانات کم و جمعیت زیاد هم سن و سال خودمون برای ما خیلی دوست داشتنی بود فکر نمیکنم بچه های این زمانه با این امکانات
  • درازغندچه خبره ؟ (1)ارسال:1 هفته و 6 روز پیش
    درازغندچه خبره ؟ (1)
    تعداد بازید:{name} نظرات:{author}
    امشب........ امیدجهان درازغند  حسین بایگی      
  • ازازغندچه خبر ؟ارسال:1 هفته و 1 روز پیش
    ازازغندچه خبر ؟
    تعداد بازید:{name} نظرات:{author}
    بمناسبت روزتولد ثامن الحجج امیدمردم خراسان حضرت علی ابن موسی الرضا (ع) اهالی ازغنددرامامزاده میرمحمدصالح(ع) که خانواده آقای فرج الله وطنپور وازغندی زاده هزینه پذیرایی صبحانه رابعهده داشتندمجلسی برگزار شدکه جای شما همشهری هاخالی بود ...... بیشتردرادامه مطلب 
  • قضاوت عجولانهارسال:2 هفته و 2 روز پیش
    قضاوت عجولانه
    تعداد بازید:{name} نظرات:{author}
    معلم عصبی، دفتر را روی میز کوبید و داد زد: سارا... دخترک خودش را جمع و جور کرد، سرش را پایین انداخت و خودش را تا جلوی میز معلم کشید و با صدای لرزان گفت: بله خانم؟ معلم که خیلی عصبانی بود به چشم های دخترک خیره شد و داد زد: چند بار بگم مشقاتو درست بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نکن؟ فردا مادرت رو
  • ماه من غصه نخورارسال:3 هفته پیش
    ماه من غصه نخور
    تعداد بازید:{name} نظرات:{author}
    ماه من غصه چرا ؟؟؟ آسمان را بنگر، که هنوز، بعد صدها شب و روز مثل آن روز نخست، گرم و آبی و پر از مهر به ما می خندد یا زمینی را که، دلش از سردی شبهای خزان نه شکست و نه گرفت بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید کشید و در آغاز بهار، دشتی از یاس سپید، زیر پاهامان ریخت تا بگوید که هنوز، پر
  • سخنی از پروفسور سمیعیارسال:1 هفته و 6 روز پیش
    سخنی از پروفسور سمیعی
    تعداد بازید:{name} نظرات:{author}
    ﺁﺩﻡ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﺍﻣﺎ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ، ﭘﺎﯾﺒﻨﺪ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ، ﻣﯿﺘﺮﺳﻢ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﺎﻟﺶ ﻣﯽ ﮐﺸﻨﺪ، ﻣﯿﺘﺮﺳﻢ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﻭ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﺍﺭﺯﺷﯽ ﻗﺎﺋﻞ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ ﻓﺮﯾﺐ ﻇﺎﻫﺮ ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﺨﻮﺭﯾﺪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻭ ﻋﻘﻞ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻗﺒﻮﻝ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖ، ﻫﯿﭻ ﻣﯽ ﭘﻨﺪﺍﺭﻧﺪ ﺍﯾﻨﺎﻥ ﺑﻪ ﻋﺸﻖ ﻧﯿﺰ ﺧﯿﺎﻧﺖ
  • داستان آخرین خانهارسال:2 هفته پیش
    داستان آخرین خانه
    تعداد بازید:{name} نظرات:{author}
    داستان آخرین خانه    نجار پیری خود را برای بازنشسته شدن آماده میکرد تا اینکه یک روز او با صاحب کار خود موضوع را درمیان گذاشت. پس از روزهای طولانی و کار کردن و زحمت کشیدن، حالا او به استراحت نیاز داشت و برای پیدا کردن زمان این استراحت میخواست تا او را از کار بازنشسته کنند. صاحب
  • هیس!ارسال:2 هفته و 1 روز پیش
    هیس!
    تعداد بازید:{name} نظرات:{author}
    هیس!   مادر بزرگ در حالی که با دهان بی دندان ، آب نبات قیچی را می مکید ادامه داد : آره مادر ، ُنه ساله بودم که شوهرم دادند ، از مکتب که اومدم ، دیدم خونه مون شلوغه مامانِ خدابیامرزم همون تو هشتی دو تا وشگون ریز ، از لپ هام گرفت تا گل بندازه

مبلغ به ریال:


نام :


ایمیل:


همراه:


آمار مطالب یک ساعت پیش: 0
امروز: 0
این ماه: 56
کل: 2439
کل نظرات: 299
آمار کاربران یک ساعت پیش: 0
امروز: 0
این ماه: 2
کل: 379
بن شدگان: 0
جدیدترین عضو: احیایی
کل مطالب (192 / 2439)


بازکردن همه | بستن همه
<    «  شهریور 1393  »    >
شیدسچپج
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
293031 
کليه حقوق مادي و معنوي اين وب سايت متعلق به سايت ازغند ميباشد و هرگونه کپي برداري از روي مطالب اين سايت بدون درج منبع ممنوع ميباشد.