مِلَخْ مُخُنَّه [melakh mokhonnah] یا مِلَخِگِیْ مُخُنَّه [melakhegey mokhonnah]: نوعی ملخ با بالهای قرمز. ازغندیها به آدم کند و کسی که کارهای خویش را با معطلی انجام میدهد، موخُّوک [mukhkhowk]
میگویند. شاید واژۀ مخنه هم با موخّوک رابطۀ معنایی داشته و نام ملخ مخنّه به نوعی از ملخها با حرکات کند و آهسته داده شده باشد. به هر حال، خود واژۀ ملخ کنایه از تحقیر خوارداشت و کوچک شمردن افراد میباشد. ملخ مخنه کنایه از آدم بیدست و پاییست که در موقعیت مناسب، واکنش مناسبی بروز نمیدهد. ۀ خوارداشت (مانند پسرۀ بیادب یا دخترۀ شلخته) در گویش ازغندیها به گِیْ تبدیل شده است. هنگامی که واژۀ ملخگی مخنه به کار میرود، یعنی اولاً آن فرد ملخ هست و دوماً، او ملخی میباشد که نسبت به سایر ملخها هم در مقام پایینتری قرار دارد.
موخی [mookhi]: کنۀ پرندگان. با توجه به گفتههای مردم بومی، این جاندار تا جایی که گنجایش داشته باشد، خون میزبان را مکیده و به بیشترین اندازۀ خویش میرسد. سپس، از تن میزبان جدا میگردد. پس، بی دلیل نیست برخی آدمها که بیشینۀ سوء استفاده را در حق همنوعان خویش روا میدارند، به موخی همانند گشتهاند. برای نمونه، گفته میشود: «فلان کس مثلِ موخی مِمَنَه = فلان کس مانند کنۀ پرندگان است». البته، شاید نام موخی برای شپشهای جوندهای (Mallophaga) که بیشتر در میان پرهای پرندگان دیده میشوند، مناسب باشد.
مَُورِ زَرد [maure zard]: مورچۀ زرد. مورچههای زرد رنگ کوچکی که در این منطقه هستند، گازهای بسیار محکمی گرفته و جداسازی آنها از تن آدمی تنها با کندن سر ایشان شدنی است!
مور زرد کنایه از ظاهر بیآزار و ضعیف کسی است که میتواند ضربات سهمگین و جبرانناپذیری به دیگران بزند یا کنایه از ظاهر فریبنده و سرشت بد برخی کسان. نمونه: «ای مور زرد! = ای مورچۀ زرد! یا ای مور زرد بی صدا! = ای مورچۀ زرد صحبت مکن!».
مونْج [moonj]: نامی برای زنبورهای نیشزن به جز زنبور انگبین (Honeybee).
مونْجِ خِکِسْتَری [moonje khekestari]: زنبور خاکستری که در زمین لانهسازی نموده و بیشترین زهر را دارد. گویشوران ازغند باورمندند که هر اندازه زنبور به خاک نزدیکتر بوده و یا خاک بیشتری استفاده کند، زهر بیشتری دارد! نیش این زنبور سبب خاکستری و کبود شدن پیرامون جای گزش میگردد.
مونْجِ زَرْد [moonje zard]: زنبور زرد. لانهسازی این زنبورها در تنۀ درختان یا به صورت آویزان بوده و دارای زهر کمتری نسبت به مونج خکستری یا کوهی هستند(10).
در گذشتههای نه چندان دور (تقریباً سی سال پیش)، مونجهای زرد وسلیۀ بازی و سرگرمی کودکان ازغندی هم بودند. بچهها آنها را گرفته و نخ قرقرهای به کمرشان میبستند (مانند کاغذباد یا بادبادک و کایت). انتهای نخ همیشه در دست کودک بود و زنبوری که میتوانست تا ارتفاع بالاتری پرواز کند، مالکش را برنده میساخت. میدانیم زنبورها در ساعتهای سرد بامدادی بیحس بوده و توانایی دفاع از خویش را ندارند، ولی جالب است کودکانی که در چنین وضعیتی با آنها روبرو میشدند، جنسیت زنبور را ماده میپنداشتند! یادآوری میگردد که تنها زنبورهای ماده دارای نیش (تخمریز تغییر شکل یافته) هستند.
مونْجِ کوهی [moonje koohi] = زنبور کوهی: نامی برای زنبورهای درشت (Hornets) که کندوهای خویش را با لعاب و خاک میسازند(11).