من اگر ما نشدم صحبتی از خویش نبود =ما شدن مرهم این زخم دل ریش نبود بعد تو هیچ کسی با دل من یار نشد =هر که آمد دل من بعد تو هوشیار نشد من اگر ما نشدم جای تو تنها بودم =تو نبودی ولی از عشق تو من ما بودم من اگر ما نشدم خاطر تو با من بود =گله ای نیست زتو چون که خطا از من بود تو ندیدی که دلم در پس یک صحبت مرد =سیلی سرد غرورم به دل غربت خورد من از آوار نگاهت قفسی ساخته ام =من اگر ما نشدم چون که تو را باخته ام این روا نیست که من را به بدی یاد کنی =من خراب تو شوم ، خویش خود آباد کنی من از این بازی تقدیر فقط بد دیدم =هر چه بد کرد فلک با بدی اش چرخیدم من اگر ما نشدم چون که دلم راضی نیست =بعد تو هیچ کسی لایق این بازی نیست من اگر ما نشدم چشم به راهت بودم =من از آن روز ازل مست نگاهت بودم تو ولی ما شده ای بی خبری از من ها =خاطرت نیست که من مانده ام اینجا تنها خاطرت نیست که روزی من و تو ما بودیم =من و تو رهگذر کوچه ی رویا بودیم ولی افسوس که این قصه ی خوش پایان داشت =من اگر ما نشدم درد دلم درمان داشت من اگر ما نشدم ، آه دریغا فریاد =من و این قصه ی تلخ و تو و عشقی آزاد