زن حسابي بگير بخواب : علي عابد كه مردي بسيار با هوش و زيرك بوده كه اگر اين هوش وذكاوت را در راه علم ودانش بكار مي گرفته جزء نوابغ بوده ولي در روستاي ازغند امكاناتي نبوده و گذشته از آن وضع مادي مناسبي هم نداشته است وبرای همین بعضي مواقع از مال واموال قوم وخويشان نزديك از بردنش ابائي نداشته طفلي بودم وبراي بازي بچه گانه دستي پيش استاد حسن نجار یعنی برادرهمين علي عابد رفته بودم تااستا حسن با اره يك چرخ كوچك براي وسیله بازی ام درست كند در حاليكه نشسته بودم و براي كار خودم نظاره گر بودم زن استاد حسن براي دخترش زن حاجي نشاط اينطور تعريف مي كرد از علي عابد:كه اي ننه نمي داني دیشب چه بلائي بر سرمان آمده و ادامه داد كه چون امسال وضع خشكبار و زرد آلو و قيسي وكشته (برگه )زياد است برای خشک شدن آنها راروی پشت بام گذاشته ايم تا هم خشك شود و هم محفوظ بماند و هر شب هم استاد حسن را بلاي كشته ها مي خوابانيم ومن وخواهرت پائين توي خانه مي خوابيم تا اينكه نيمه هاي ديشب سر وصداي ريزي از پشت بام شنيدم گفتم استاد حسن تو که آن بالایی پشت بام چه خبر است صدائي مثل صداي استاد حسن چنين گفت چون خواب آلود بودم تشخيص ندادم خلاصه چنين گفت زن مگه ديوانه شدي نيمه شب بگير بخواب دارم كشته هارا به هم مي زنم تا زودتر خشك شود . ولي چشم ات روز بد نبيند صبح كه استاد حسن بيدار شده سرو صدايش بلند كه كو كشته ها واز قديم گفته اند كه دزد نا گرفته پادشاه است و روز بعد كه علي عابد را ديدم و گفتم اين كار چه بود كه كردي و مثل تُن صداي همان شب كه اي زن مگه ديوانه شدي علي عابد و دزدي مي دانی اگر شكايت كنم به چه روزي مي افتيد سزای تهمت را نمیدانی